السيد الطباطبائي
48
مجموعه رسائل ( فارسى )
فصل سوممقام ولايت در اينكه مقام ولايت ، انحصارى نبوده و قابل وصول براى همان است نزد باوردارانِ اديان آسمانى ، هيچ ترديدى نيست كه پيامبران ، با اختلاف مراتبى كه دارند ، با ماوراى اين عالم اتصال و ارتباط داشته و از امور باطنى باخبر بودند . اما آيا اين امر ، تنها منحصر به آنان است و موهبتى الهى است كه تنها نصيب آنان شده است ؟ يا اينكه اين امر ، مختص و منحصر به ايشان نبوده و براى ديگران هم امكانپذير است ؟ به عبارت ديگر ، آيا اين مقام ، اختصاصى است و مختص به آنان بوده و ديگران از آن محرومند و جز به دنبال مرگ راهى به آن ندارند ، يا اينكه چنين نيست و اين مقام ، اكتسابى و قابل تحصيل است ؟ به نظر ما نظريه دوم صحيح است . در توضيح مطلب مىگوييم : نسبت ميان اين عالم با عالم ماوراء ، نسبت « عليت و معلوليت » و « كمال و نقص » است كه ما آن را نسبت « ظاهر و باطن » مىناميم . و از آنجا كه ظاهر عالم ضرورتاً مشهود ماست و شهود ظاهر ، خالى از شهود باطن نيست ، زيرا ظاهر از اطوار وجود باطن و عين ربط به آن است ، پس هنگام شهود ظاهر ، باطن نيز به طور بالفعل مشهود ما مىشود . و از آنجا كه ظاهر « حدّ و تعيُّن » باطن است ، هر گاه انسان با كوشش و مجاهدت از اين حدّ درگذرد و از آن غفلت بورزد ، ناگزير باطن را مشاهده خواهد كرد . و همين مطلوب ماست .